آزمایش قند
16آذر 89
اول محرم
وای قراره امروز برم برای آزمایش گلوکز اما اینقد حالم بده که نمیدونم چطوری برم بابا حسین و بیدار کردم منو رسوند آزمایشگاه وخودش رفت سرکار اول آزمایش خون دادم
و بد آزمایش ادرار اما چون اونجا شرایطش مناسب نبود وآزمایشگاه هم سر خیابونمون بود اومدم خونه آزمایش دادم دوباره برگشتم اما حالت تهو شدید ولم نمیکرد خانومه بهم گلوکز داد
با آب قاطی کردم بهش گفتم من نمیتونم صبحها مایعات بخورم کلا حالم خیلی وخیمه و گلاب به روتون میارم بالا اما گفت باید بخوری وتحمل کنی و تا یکساعت هم نباید جابجا بشی منم ساعت 8 خوردم ربع ساعت نشده بود حالت بدی بهم دست داد وآوردم بالا و دوباره آزمایشو تکرار کرد منم با خودم خیلی کلنجار رفتم که نیارم بالا و گفت چون تحمل نداری همون ربع ساعت هم کافیه وبعد آزمایش خون دوم رو دادم اومد خونه تا شب حالم بد بد بد بودو هی......................

17آذر89
ساعت 4 با سیمین رفتم سونوگرافی 7 ماهگی رو انجام بدم طبق معمول زود بهم وقت دادن همه چیز
بچه ها نرمال بود پسر پسر قند عسل 1400 گرم وزن داشت و خانوم خانوما 1300 گرم کلی خوشحال
شدم وجواب سونو رو گرفتم حسین جون هم رفت جواب آزمایش قندمو گرفت که فردا ببرم پیش دکترم
فردا هم آخرین روزه هفته 29 رو تمام میکنم دیگه دارین هرروز بزرگتر میشن کی این 3 ماه باقی مونده
تمام بشه که دیگه استرس نداشته باشم و شما صحیح و سالم بیاین تو بغل مامانی و بابایی


آزمایش قند
